Асад Гулзодаи Бухороӣ

 یگانه شاعر پارسی گوی معاصر در بخارای شریف
نویسنده : سعید کافی انارکی 
Mollana Assad Golzage Bukari

الف -صورت مختصر: چاپ در روزنامه اعتماد مورخ شنبه نوزدهم آبان ماه سنه 1397




مولانا اسد گلزاده بخارایی

نویسنده : سعید کافی انارکی- ساربان

آبان 1397  خورشیدی


ای بخارا کوچه ها و باغ راغت دلگشا

شاهرود و مسجد و ارگ منارت دلربا

حوض های مرمرینت دلکشند و دل پسند

ساکنانت چهره خندان، دلبرانت مه لقا

شاعرانت نام تو مشهور دنیا کرده اند

هرکه آید نزد تو ای هموطن آغُش گشا

دارالملک بخارا در سرزمین فرا رود یا ((ماوَراءُالنَهر)) در کنار شهر سمرقند از مراکز اصلی فرهنگ و تمدّن ساز در تاریخ ایران هستند که با یک سابقۀ شهرنشینی بیش از 2500 ساله از دوران هخامنشیان تا به امروز؛ فراز و فرودهای تاریخی بی شماری را بر خویش دیده اند. هرچند که فرهنگ این دیار در درازنای زمان، همواره فرهنگی ایرانی با آداب و رسوم مردمان پارس بوده است و مشاهیر بزرگ برخاسته از این سرزمین و نواحی آن چون آدم الشعرا رودکی، نظامی عروضی سمرقندی، حکیم ابن سینا، مولانا ناصر بخارایی، عصمت بخارایی، سپهری بخارایی،آغاجی بخارایی، بوالمثل بخارایی، شوکت بخارایی، خیالی بخارایی، عبدالطیف کرام بخارایی و غیره، جملگی در توسعه و بسط حکمت و ادب پارسی نقشی بی بدلیل و انکار ناپذیر داشته اند امّا جغرافیای سیاسی خاص آن اقلیم از قبیل قرابت زمینی با مناطق مغولستان، ازبکستان و روسیه؛ همواره این شمالی ترین استان پارسی گوی جهان را دستخوش تغییرات و تحوّلات تاریخی و سیاسی نموده است.

 آخرین حاکم ایرانی بخارا نادر شاه افشار بود که در سنۀ 1153 هجری قمری مناطق ماورا النهر را فتح کرد و بر آن حکم راند امّا پس از مرگ او دوباره این نواحی به دست ازبکان شیبانی افتاد و بعدها در قلمرو روسیه، اتحاد جماهیر شوروی و ازبکستان امروزی قرار گرفت.

با این حال چون نیک بنگری سمرقند و بخارا در کارخانۀ بی ثبات دهر؛ به کرّات در فتوحات اغیار، بخشیده شده و در کنایت خواجه حافظ با خال هندویی در خوان یغما معاوضه شدند، امّا به حمد الله و المنه در کوران حوادث زمان از دیوان قضا، خط امان بر زبان پارسی آوردند و همواره پارسی گوی ماندند.

با امعان نظر در احوال آن خاک غمناک بر ما پوشیده نخواهد ماند که مردمان نجیب و غیرتمند شمال ایران باستان، همیشه خود را فرزندان فردوسی توسی دانسته اند و تلاش های مذموم و سازمان یافتۀ بدخواهان در دوران حکومت شوروی نیز نتوانست مانع بقأ و توسعۀ زبان و ادبیّات فارسی در سرزمین های مذکور گردد. فیروزی پارسی درحالی است که در قرن گذشته؛ فرزندان خلف سلم و تور حتی با تغییر اجباری الفبای فارسی به حروف روسی؛ سعی در جدایی هرچه بیشتر مردمان نواحی پارس زبان مذکور از برادران و خواهران ایرانی و آثار و کتب برجای مانده از نیاکان مشترک ما نمودند و در طول دوران جنگ سرد، تلاشی بس عبث در راه انجماد روان و فرّه ایرانی در اتحاد شکنندۀ جماهیر ماورأ النهر کردند.

این مقال امّا از بهر بیان تاریخ و مصائب بی شمار در گذشته بر مردم شریف نواحی بسیار شمالی پارسی گوی نمی باشد. آنچه از نظر گذشت دیباچه ای بود بر معرفی همای اوج سعادت و نگارندۀ اوراق زرین سیادت در گلشن ایجادات ادب پارسی، یگانه شاعر فارسی گوی معاصر و زندۀ شهر بخارا؛ ((ملک الشعرا مولانا خواجه اسد گلزاده بخارایی)).

 این حکیم، شیر دلی است که در فراز و نشیب بیابان عشق، جفاها کشید و از بلایا نپرهیزید. او شاعری است که از اشعارِ تر و تازه و روح انگیزش به گوش دلهای عاشقان فرهنگ و ادب پارسی؛ ((آواز درآ)) باز می آید و دولت بیدار وجودش به کرشمۀ حُسن از جام اقبال همایونی، خون گرم حیات به جان زبان فارسی می بخشد.

متن کامل این مقاله در دایره المعارف بزرگ ایران 

یا در لینک ذیل